انقلاب اسلامی با تأکید بر توسعه همراه با عدالت توانست قابلیت های نرم
افزاری فرهنگ غنی اسلامی را برای مدیریت تحول در عصر جهانی شدن ارتقاء بخشد
و توانست به زنده کردن هویت اسلامی بر اساس پیوند دین و سیاست مبادرت
نماید.

احیای هویت تمدن اسلامی و نقش آفرینی اندیشه اسلامی در عرصة هنجارسازی و
گفتمان سازی، حکایت از آن داشت که انقلاب اسلامی توانسته است نقش دین را در
نظام تصمیم گیری منطقه ای و بین المللی به منصة ظهور رساند. این مهم مرهون
بازسازی تمدنی در پرتو انقلاب اسلامی بود که بر شاخص هایی از قبیل پیوند
دیانت و سیاست، نفی قشریگری و ظاهرگرایی، نفی فساد و فحشاء، اقامه و بسط
عدالت اجتماعی، حمایت از مستضعفان و مبارزه با ظلم و جور، حق گرایی و
برقراری حکومت حق، نفی گرایش های اومانیستی و مادی گرایانه، نفی انگیزه ها و
تعصبات قومی، نژادی و ملّی گرایانه، تکیه بر قدرت معنوی، تقویت خودباوری،
شناخت و آگاهی مسلمانان از ظرفیت های بومی، تبیین جهانشمولی و فراگیری
اسلام در ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان، فراهم آوردن زمینه
های عملی وحدت و همبستگی جهان اسلام و پرهیز از دامن زدن به اختلافات
مذهبی، ایجاد زمینه های وحدت اندیشه ای و عملی بین پیروان فرق و مذاهب
مختلف اسلامی، تأکید بر نقاط اشتراک شیعه و سنی برای وسعت بخشی به دامنة
وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام، تأکید بر نقش سازندة دین در
سیاست و اثبات توانایی آن در به دست گرفتن حکومت، نمایاندن اهمیت انگیزشی
اسلام برای حرکت بخشی به مبارزات انقلابی ملتهای مسلمان، محوریت بخشیدن به
روحیه اسلامی و انگیزه و هدف اسلامخواهی، اثبات باور قدرت دین و انگیزه های
مذهبی در مبارزه و انقلاب، احیای جنبش بازگشت به خویشتن در جهان اسلام،
احیای اسلام در صحنة زندگی بشری و جوامع انسانی و تبیین جایگاه اسلام در
نظریه پردازی و تعریف گفتمان غالب در میان نخبگان مسلمان استوار بود.
ادامه مطلب